یکی از مواردی که در نشانه معناشناسی مورد بررسی قرار میگیرد نظام مد و شیوۀ معنا سازی آن در بسترهای مختلف فرهنگی اجتماعی میباشد. ما نیز با تکیه بر یافتههای نظری نشانه-معنا شناسی تلاش کردهایم تا به نوع خاصی از مد به نام جواهرات پوشیدنی بپردازیم. بسیاری از هنرمندان در دورانی از زندگی خود به طراحی جواهرات پرداخته و آنها مبنایی برای بسیاری از طراحان مد قرار گرفته است. از جمله پرویز تناولی که طی دوران فعالیت هنری خود به جواهرات هنری روی آورد. در این جستار قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که نسبت جواهرات پوشیدنی تناولی با مد چیست؟ و چگونه این جواهرات سبک زندگی ویژهای را به وجود می آورد؟ هدف ما این است که نشان دهیم معنای ابژه در نظام مد چگونه و تطور و تحول می یابد و سبک زندگی نیز به تبع آن تغییر میکند. برای پاسخ به این پرسشها از رویکرد نشانه-معنا شناسی استفاده کردیم که یکی از رویکردهای نوین برای تحلیل زبانهای کلامی و غیر کلامی می باشد و با تحلیل به این نتیجه رسیدیم که جواهرات تناولی از ابژۀ هنری به ابژۀ کاربردی و سپس به ابژۀ فرهنگی تبدیل شده اند و سبک زندگی ویژه هنری را به وجود آوردهاند.