پژوهش حاضر با رویکردی تلفیقی و بینارشته ای چگونگی مفصلبندی گفتمان مقاومت در شعر «در امواج سند» سرودۀ حمیدی شیرازی را بررسی میکند. بدین منظور، نظریه کنش گفتاری جان سرل به عنوان ابزاری برای واکاوی لایههای زبانی خرد و نظریۀ گفتمان لاکلا و موفه به عنوان چارچوبی برای تفسیر معنایی کلان به کار گرفته شده است. تحلیل دادهها در سه سطح به هم پیوسته (کنشهای گفتاری، ساختار روایت و گفتمان) انجام و یافتهها در پیوند با بافت تاریخی دورۀ پهلوی دوم تفسیر گردیده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که توزیع هدفمند کنشهای گفتاری در مراحل مختلف روایت، مواد زبانی لازم برای مفصلبندی گفتمان مقاومت را فراهم میآورد. این گفتمان حول دال مرکزی «ایثار» سامان مییابد و از رهگذر فرایندهای غیریتسازی، برجستهسازی و حاشیهرانی، هویت «خود» را در برابر «دیگری» تثبیت میکند .در مقایسۀ این شعر با گفتمان رسمی پهلوی دوم آشکار میشود که شعر با مفصلبندی متفاوتی از هویت ملی، در مقام گفتمانی رقیب ظاهر میشود و از این رهگذر، شکست تاریخی را به پیروزی گفتمانی بدل میکند. این جکیده را به انگلیسی ترجمه کن