با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.

10.30473/il.2025.72826.1666

چکیده

متون ادبی کلاسیک بازتاب باورها، فرهنگ و به‌طورکلی جهان‌بینی گذشتۀ یک ملت است و هدف از بازنویسی این متون، آشناکردن مخاطبان غیرحرفه‌ای با ادبیات است؛ از‌این‌رو بررسی و نقد بازنویسی‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر، بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به بررسی و نقد متون بازنویسی کلیله‌ودمنه - مطالعۀ موردی بازنویسی میرزا رضایی - بر اساس نظریۀ فرهنگی نیومارک بپردازد تا مشخص شود مؤلفه‌هایی که نیومارک در سطح برون‌زبانی (فرهنگی) برشمرده است، چقدر در بازنویسی‌های کلیله‌ودمنه می‌توانند مانع انتقال پیام باشند. برای نیل به این هدف در گام اول، مؤلفه‌های نیومارک در متن اصلی و بازنویسی شناسایی شد و در گام دوم مقدار اطلاعاتی که باید از ساخت زبانی متن اصلی به متن بازنویسی منتقل شود، استخراج گردید و در گام پایانی این اطلاعات با متن بازنویسی مقایسه و تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد در اکثر موارد انتقال اطلاعات اجتماعی و فرهنگی متن اصلی بر پایۀ آنچه نیومارک نام برده است، برای بازنویس میسر نشده است. به نظر می‌رسد یکی از موانع قابل‌توجه برای انتقال پیام متن اصلی، برگردان این نوع اطلاعات واژگانی و ساختاری، در بازنویسی‌های کلیله‌ودمنه است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات